تبلیغات
خونه ی من - ماجرای آهنگ جدیدم
http://s5.picofile.com/file/8115714142/کامینگ_عید.jpg

چهارشنبه هفته ی پیش داشتم از رکورد ( ظبط ) کار سال آخر برمیگشتم ...
کار نسبتا خوبی شده ! هم مهدی ناصری ( صاحب استودیو ) راضی بود هم خودم ..! بنظرم نسبت به کارای قبلی بهتره ...
خلاصه
داشتم برمیگشتم که یهو به سرم زد که یکمی سربه سر مادرم بزارم ...
بهش زنگ زدم :)))
الو سلام مامان خوبی ؟!
- ممنون کجایی ؟!
هیچی مامان ، زنگ زدم بگم تو استودیو بودیم که مامورا ریختن و گرفتنمون !
- واقعا ؟
آره ، الانم میگن بیا کلانتری یه سندی چیزی بزار منو بیار بیرون !
دیدی گفتم آخرش میگیرنت ؟ دیدی گفتم آخر عاقبت نداره ؟ حالا من چیکار کنم ؟! چجوری به بابات بگم ؟!
هیچی بابا چرا سکته کردی ؟ در رو باز کن بابا
- چی ؟ در رو باز کنم ؟! یعنی چی ؟
یعنی دم در خونه م باز کن بیام بالا
- زهرمار ! اِشَک ( خر )
و تمام
خخخخخخ

-----------
ایشالا 25 ام منتشر میشه
شاید بدم رادیو جوان و بیرموزیک


تاریخ : شنبه 17 اسفند 1392 | 07:34 ب.ظ | نویسنده : میرحسین | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30

  • قالب وبلاگ | بلاگ اسکای | ایران موزه